سيد علي اكبر قرشي

160

قاموس قرآن ( فارسي )

حيوانى كه دمش بريده شده و كسى كه فرزند ندارد ( قاموس ) راغب گويد : بتر در بريدن دم به كار رفته ، فرزند نداشتن و ذكر خير نداشتن معناى ثانوى آن است گويند : فلانى ابتر است يعنى فرزند ندارد و يا ذكر خير ندارد . * ( « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ » ) * كوثر : 3 يعنى دشمن تو همو بى - دنباله است . گويند : چون عبد الله فرزند حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله كه از حضرت خديجه بود از دنيا رفت ، كفّار گفتند او ابتر است . و گويند : كفّار گفتند چون محمّد از دنيا رفت دين و آئيناش نيز از بين ميرود و اثرى از آن نمىماند ، لذا آيهء فوق نازل شد . ناگفته نماند : قول دوّم قريب بتحقيق است و مىشود گفت كه : اين سوره جواب هر دو قول است و خبر ميدهد كه نام مبارك و ذكر خير و فرزندان و پيروان دين آنحضرت روز افزون و هميشگى خواهند بود . بقيهء كلام در « كوثر » ديده شود . بَتك : قطع . * ( « فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الأَنْعامِ » ) * نساء : 119 حتما و بطور يقين گوشهاى چهارپايان را مىبرند راغب گويد : بتك در معنى قريب به بتّ است ولى بتك در قطع اعضاء و بتّ در قطع ريسمان و چيز متّصل به كار ميرود در اقرب آمده : « بتكه بتكا : قطعه » . بيضاوى بتك را در آيه ، شكافتن گفته است و گويد : مراد شكافتن گوش بعضى از چهار پايان است كه اعراب گوش آنها را شكافته و ذبح و سوار شدن و بار كردن آنها را تحريم مينمودند . قول بيضاوى صحيحتر به نظر ميايد ، بنا بر اين ، بهتر است بتك را شكافتن معنى كنيم نه بريدن . بَتل : بريدن . اخلاص . * ( « وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْه تَبْتِيلًا » ) * مزمّل : 8 نام پروردگارت را ياد كن و بسوى او اخلاص كن اخلاص كامل ، منظور بريدن از هواى نفس و خود را به خدا مخصوص كردن است ، گويند : فلانى از همه بريده و بفلانى پيوسته است ، در نهايه و مفردات هست